معاون دادستان مرکز استان گیلان جزییات جدیدی از قتل عام ۴ نفر از اعضای یک خانواده همراه یک دختر مهمان در روستای گورابسرکوچصفهان را تشریح کرد. به گزارش گروه جنایی رکنا، علی اصغر حیدرنژاد، گفت: پدر، مادر، دختر و پدربزرگ اهل و ساکن روستای گورابسرکوچصفهان همراه دختری اهل یکی از استان‌های شمال غربی که مهمان این خانواده بود نیمه‌های دیشب با چاقو به قتل رسیدند. معاون دادستان مرکز استان گیلان، با بیان اینکه یک مظنون دستگیر شد، گفت: تحقیقات پلیس و دستگاه قضا برای مشخص شدن حقیقت ماجرا و دستگیری قاتل یا قاتلان ادامه دارد. درگیری خانوادگی و جنایتی هولناک معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری‌کل استان گیلان با اشاره به وقوع قتل در کوچصفهان شهرستان رشت و کشته شدن پنج نفر، گفت که به نظر می‌رسد این جنایت، یک درگیری خانوادگی باشد. جان احمد آقایی عصر دوشنبه افزود: حدود ساعت دو و نیم بامداد امروز فردی که خود را پسر خانواده معرفی می‌کرد، خبر کشته شدن اعضای خانواده اش را به پلیس اطلاع داد. وی اظهار کرد: بر حسب دستور رئیس کل دادگستری استان و قاضی کشیک پرونده، گروه بررسی صحنه جرم، پزشکی قانونی، کارشناسان تشخیص هویت، اداره آگاهی و پزشکی قانونی و افراد مربوط به پرونده در صحنه جنایت حضور یافتند. وی افزود: به نظر می‌رسد این قتل قبل از خوردن شام اتفاق افتاده باشد؛ چرا که غذایی که برای شام فراهم کرده بودند، بدون استفاده در صحنه مانده بود. آقایی با بیان اینکه در این جنایت پدر، پدر بزرگ، مادر، دختر دانشجو و دوست دختر خانواده که او نیز دانشجو بود به قتل رسیده اند، تصریح کرد: این قتل‌ها در دو خانه مجزا واقع در یک محوطه مشترک اتفاق افتاده که پدر و پدربزرگ خانواده در یک خانه قدیمی و مادر، دختر و دوست دختر خانواده در خانه تازه ساز حضور داشتند. وی اظهار کرد: در بررسی های انجام شده به هیچ یک از مقتولان زن، تعرضی نشده و همه مقتولان با ضربات چاقو به قتل رسیده اند. او گفت: معاینه بالینی انجام شده و اجساد به پزشکی قانونی منتقل شده اند و بررسی اجساد نیز انجام شده ضمن اینکه تحقیقات و بازجویی‌ها برای یافتن سرنخ جهت شناسایی قاتل یا قاتلان از تنها بازمانده این خانواده که پسری دانشجو است، در حال انجام است. آقایی ادامه داد: پسر گفته که ساعت ۱۰ شب از منزل خارج شده و ساعت دو و نیم شب برگشته که با صحنه کشته شدن اعضای خانواده اش روبه رو شده است. معاون دادگستری گیلان با بیان اینکه به نظر می‌رسد این جنایت یک درگیری خانوادگی باشد، خاطرنشان کرد: پلیس و دستگاه قضایی اهتمام دارند که هر چه سریعتر قاتل یا قاتلان این جنایت را شناسایی کنند. منبع باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
مسئولین پاداشی 5000 دلاری را برای حل معمای قتل دختر دانشجو تعیین کردند به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر) در پی حل نشدن معمای قتل دانشجوی دانشگاه تگزاس، مسئولین پاداشی ۵۰۰۰ دلاری را برای هر اطلاعاتی که در مورد قاتلین دریافت کنند تعیین کردند. ویدیوی فرار وسیله نقلیه مظنونین از صحنه جرم منتشر شده است. «جویس مدینا» ۲۷ ساله در ۵ مارس ۲۰۱۷ به طرز مرگباری به ضرب گلوله در خانه اش به قتل رسید. در زمان وقوع حادثه «مدینا» به همراه خانواده اش در خانه بودند که فردی ناشناس از پشت در خانه گلوله هایی را به داخل شلیک کرد. گلوله ها به گردن و سینه وی اصابت کردند و او در حین عمل جراحی در مرکز پزشکی سن آنتونیو جان باخت. بازرسان این پرونده سه مرد را عامل اصلی این قتل می دانند که دو تن از آن ها ۲۰ ساله یا جوانتر هستند. گفته می شود نفر سوم در جلوی درب ورودی خانه در یک وانت بار قرمز رنگ منتظر دو نفر دیگر بوده است. افرادی که به حل معمای قتل این دختر دانشجو کمک کنند، پاداشی برابر با ۵۰۰۰ دلار دریافت می کنند. قرار بود «مدینا» همان سال از کالج تگزاس فارغ التحصیل شود. منبع : http://nodud.com باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار  
یکی از سربازان کلانتری 147 گلبرگ شب گذشته در خیابان دماوند با خودروی گشت انتظامی در حال مراجعت به کلانتری بود که در نزدیکی خودروی وی، دو سارق زورگیر اقدام به سرقت گوشی یکی از شهروندان کردند. سرباز کلانتری با مشاهده این صحنه به تعقیب سارقان زورگیر که سوار بر موتورسیکلت بودند پرداخت که در این حین یکی از سارقان از موتورپیاده شد و با سلاح سرد برای سرقت یک گوشی دیگر اقدام کرد، در این حین سرباز وظیفه‌شناس برای بازداشت زورگیر دیگر که سوار بر موتورسیکلت بود، وارد عمل شد. در این حین سارق زورگیر، با قمه به سمت سرباز حمله‌ور شد و وی را از چند ناحیه بدن زخمی کرد اما در نهایت با رشادت این سرباز به دام افتاد. این سارق زورگیر که 20 سال سن دارد، دو هفته پیش از زندان آزاد شده و می‌گوید به خاطر مصرف قرص دست به سرقت و زورگیری مجدد زده است، همچنین مأموران در بررسی لوازم همراه وی موفق به کشف 10 تلفن‌همراه سرقتی شدند. به گزارش تسنیم سردار حسین رحیمی؛ رئیس پلیس پایتخت صبح امروز در حاشیه بیست و یکمین مرحله از طرح رعد از این سرباز تقدیر کرد. انتهای پیام/ منبع :https://www.shahrekhabar.com باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار    
رکنا: زنی جوان توسط باغبان خانه اش مورد تجاوز وحشیانه ای قرار گرفت. به گزارش گروه ترجمه رکنا، باغبان یک خانواده به اتهام تجاوز Rape به همسر کارفرمایش دستگیر شد. طبق گزارش پلیس، رابرت ساملی 52 ساله که باغبان خانوادگی یک خانواده ثروتمند بود پس از این که مشروبات الکلی مصرف کرد از خلوتی خانه سوءاستفاده کرد و به سراغ همسر کارفرمایش که زنی متاهل بود رفت و با ضرب و شتم دست و پای او را بست و وی را مورد تجاوز قرار داد. این حرکت زننده مرد توسط دوربین مداربسته ای که در خانه نصب شده بود ضبط شد و زن جوان پس از این که مورد سوءاستفاده مرد باغبان قرار گرفت با تماس با اداره پلیس Police از او شکایت و درخواست دستگیری اش را کرد. ماموران پلیس پس از اقدام سریعی که انجام دادند توانستند متهم را که به دلیل مستی زیاد بی حال بود در حیاط خانه دستگیر و به اداره پلیس منتقل کنند.در حال حاضر متهم بدون قرار وثیقه در زندان Prison است تا به اتهام تجاوز به زن متاهل دادگاه محاکمه اش به زودی برگزار شود منبع : https://www.rokna.net باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از بازداشت قاتلی خبر داد که به قصد سرقت اقدام به ارتکاب جنایت کره بود. در مورخ ۲۱ آذر ۹۷ کشف جسد متعلق به خانمی ۵۰ ساله در محل سکونتش به کلانتری ۱۴۴ جوادیه تهرانپارس اعلام شد. با حضور مأموران در محل و تأیید خبر اولیه، موضوع به اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد.  تحقیقات اولیه حاکی از آن بود که مقتول به علت اصابت گلوله به پیشانی به قتل رسیده و طبق اظهارات دختر مقتول، کارآگاهان مطلع شدند که مقتول دارای مقدار قابل توجهی پول و طلاجات بوده که تماماً سرقت شده است. دختر مقتول در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: از روز گذشته چندین نوبت با تلفن منزل و گوشی تلفن‌همراه مادرم تماس گرفتم اما او پاسخگوی تماسهای من نبود تا اینکه تصمیم گرفتم به منزل مادرم رفته و از سلامت وی اطمینان پیدا کنم اما حین ورود به خانه با جسد مادرم روبه‌رو شدم. کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که از حدود یک ماه پیش و پس از انجام یک عمل جراحی روی مقتول و به پیشنهاد اعضای خانواده‌اش، امور مربوط به نظافت منزل توسط یک کارگر خدماتی انجام می‌شده که در تحقیقات از دختر مقتول مشخص شد آخرین بار قرار بوده تا این کارگر یک روز قبل از کشف جسد و به قصد انجام نظافت منزل به محل سکونت مقتول مراجعه کند که پس از آن دیگر اطلاعی از وی وجود نداشت. کارآگاهان با شناسایی این کارگر خدماتی به نام امید (۲۰ ساله) مطلع شدند وی همزمان با وقوع جنایت از کشور خارج و به کشور ترکیه رفته است. در ادامه رسیدگی به این پرونده، مشخص شد که امید پس از گذشت نزدیک به ۱۵ روز مجدداً به ایران مراجعت کرده که بلافاصله اقدامات پلیسی برای شناسایی مخفیگاه وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت. سرانجام با شناسایی مخفیگاه امید در منطقه میدان رهبر در شرق تهران، کارآگاهان اداره دهم در ساعت ۱۴:۰۰ روز گذشته (سه‌شنبه مورخ ۱۸ دی ۹۷) موفق به دستگیری امید شدند و در همان بازرسی اولیه از مخفیگاه متهم، یک قبضه اسلحه کمری مورد استفاده در جنایت نیز کشف شد. امید در همان تحقیقات اولیه صراحتاً به ارتکاب جنایت با انگیره سرقت اعتراف کرد و به کارآگاهان گفت: چند ماه پیش در فضای مجازی اقدام به انتشار آگهی برای کار در منزل کرده بودم که مقتول با من تماس گرفت، در نخستین مراجعه به منزل مقتول متوجه شدم که او به تنهایی زندگی و هر از گاهی دخترش به او سرکشی می‌کند، هر هفته یک بار به منزل مقتول رفته و امور مربوط به نظافت خانه را انجام می‌دادم و در همین مدت متوجه شدم که وی مقدار قابل توجهی طلاجات دارد. وی افزود: با اطلاع دقیق از وضعیت زندگی مقتول، تصمیم به سرقت گرفتم، به همین دلیل با یکی از دوستانم در غرب کشور تماس گرفته و او برای من یک قبضه سلاح کمری خریداری کرد، پس از رسیدن اسلحه به دستم، منتظر ماندم تا مقتول همچون روال همیشگی با من تماس گرفته تا برای نظافت به خانه‌اش بروم تا اینکه تماس گرفت و در مورخ ۲۰ آذر ۹۷ برای نظافت به خانه مقتول رفتم، حین ورود به خانه، مطمئن شدم که او تنهاست. امید درباره نحوه قتل گفت: زمانیکه مقتوله به داخل اتاقش رفته بود، به سراغش رفتم و گلوله‌ای به سر وی شلیک کردم، با اطلاع از محل نگهداری پول و طلاجات، اقدام به سرقت تمام پول و طلاجات کرده و از خانه خارج شدم، با فروش طلاجات، در مجموع نزدیک به ۷۰ میلیون تومان پول به دست آورده و تصمیم گرفتم تا از ایران خارج شده و به ترکیه بروم، به ترکیه رفته اما پس از چندین روز خوشگذرانی و پایان پول مجبور شدم تا به تهران بازگردم که پس از گذشت چند روز دستگیر شدم. سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی؛ معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم، قرار بازداشت موقت توسط بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران صادر و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است. منبع :https://www.shahrekhabar.com باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار  
یکی از روزهای پاییز سال 1374 در دفتر کارم نشسته بودم که گزارش ناپدید شدن دختری 20 ساله به دستم رسید. پرونده نشان می‌داد که مینو از 2 سال قبل در یکی از دانشگاه‌های شمال کشور تحصیل می‌کرده است اما 2 روز قبل که مثل همیشه قصد رفتن به دانشگاه را داشته به ترمینال رفته، سوار اتوبوس شده اما دیگر از او خبری نشده بود. این تمام اطلاعاتی بود که از مینو تنها دختر یک خانواده تهرانی داشتم. در نخستین گام به بررسی مسیر سفر مینو به دانشگاه پرداختم که مشخص شد او مثل سایر مسافران در ترمینال سوار اتوبوس شده و در نزدیکی خوابگاه دانشجویی هم پیاده شده است. به خوابگاه رفتم و با دوستان مینو صحبت کردم اما هیچ‌کدام از وضعیت او خبر نداشتند تا اینکه هم اتاقی اش، نسترن گفت: مینو قبل از خروج از خوابگاه شماره تلفنی به من داد و با حالتی مضطرب از من خواست تا برایش دعا کنم گفت اگر هم دیر کردم با آن شماره تماس بگیرم. بلافاصله با آن شماره تماس گرفتم اما هیچ‌کس پاسخ نداد. از طریق شماره تلفن مورد نظر بلافاصله نشانی خانه را پیدا کردیم و به آنجا رفتیم. خانه‌ای کوچک شبیه به خانه‌های مجردی بود اما کسی در را به رویمان باز نکرد. تحقیقات‌مان را با پرس و جو از همسایه‌ها ادامه دادیم و مشخص شد که در آن خانه تعدادی دانشجوی شهرستانی زندگی می‌کنند اما در آن زمان هیچ‌کس آنجا نبود. در حالی که به‌نظر می‌رسید ما به سرنخ خوبی دست پیدا نکردیم و همه شواهد نشان می‌داد به نتیجه درستی نیز نخواهیم رسید دوباره به خوابگاه رفتیم و تحقیقات را در آنجا ادامه دادیم. تا اینکه این بار نسترن دوست مینو سرنخ تازه‌ای به ما داد. او گفت: مینو با یکی از همکلاسی‌های‌مان به‌نام بابک دوست بوده و قرار بود با هم ازدواج کنند. به‌سرعت به دانشگاه رفتیم و بابک را پیدا کردیم. او به ظاهر پسر موجهی بود و با وجود اینکه خیلی ترسیده بود اما نهایت سعی‌اش را کرد تا با ما همکاری کند. حدود یک ساعت با او حرف زدم تا اینکه او دفتر خاطرات مینو را به ما نشان داد تا شاید بتوانیم از طریق آن سرنخی پیدا کنیم. صفحات دفتر خاطرات را با دقت مرور کردم غیر از یک مطلب بقیه نوشتار ساده روزانه بود. در آن صفحه که در واقع آخرین صفحه خاطرات مینو بود جمله‌ای وجود داشت که نشان می‌داد مینو از اتفاق خاصی که قرار بوده رخ دهد احساس خطر می‌کرده و مطمئن نبوده که می‌تواند دوباره به دانشگاه برگردد. این جمله را چندباری خواندم و هربار بیشتر به این نتیجه می‌رسیدم که او از عاقبت کارش نگران بوده است. با خواندن آن جمله و مرور تحقیقات به این باور رسیدم که ناپدید شدن مینو ارتباط زیادی به آن خانه دارد. دوباره به آن نشانی رفتم و به‌دنبال ساکنان خانه گشتم تا اینکه متوجه شدم روز مورد نظر فقط یکی از دانشجویان پزشکی همان دانشگاه به‌ نام اردشیر در خانه حضور داشته است. از طریق دانشگاه اطلاعاتی درباره اردشیر به‌دست آوردم و بالاخره او را پیدا کردم. در تحقیقات اولیه او منکر هرگونه ارتباط یا خبری از مینو شد اما وقتی مدارک و مستندات ما را دید لب به اعتراف گشود. اردشیر گفت: چند وقتی بود که با مینو آشنا شده بودم. او با بابک دوست بود و قصد داشتند با هم ازدواج کنند. اما چند ماه پیش مینو متوجه شد که از بابک باردار شده و به‌خاطر اینکه برای ازدواج‌شان مشکلی پیش نیاید از من که دانشجوی پزشکی هستم خواست تا کمکش کنم. من هم قصد داشتم تا با سقط جنین مشکل او را حل کنم. آن روز کار را انجام دادم اما هنگام عمل ناگهان خونریزی او زیاد شد و هرچه تلاش کردم نتوانستم نجاتش دهم و بعد از چند ساعت مقابل چشمان وحشت زده من فوت کرد. با جسدی که روی دستم مانده بود نمی‌دانستم باید چکار کنم. خیلی ترسیده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم او را شبانه به محل خلوتی در حومه شهر ببرم و دفن کنم. اردشیر در حالی که اشک می‌ریخت ادامه داد: نمی‌دانم چرا این‌طوری شد من قصد نداشتم بلایی سر او بیاورم فقط می‌خواستم کمکش کنم اما نشد. اصلاً فکر نمی‌کردم که کسی مرا شناسایی یا پیدا کند. در این چند روز عذاب وجدان نگذاشته که یک لحظه آب خوش از گلویم پایین برود. حرف‌های اردشیر من را خیلی بهم ریخت. از یک سو ناراحت خانواده‌اش بودم که تنها دخترشان را از دست داده‌اند و از سوی دیگر هم از وضعی که برای این دانشجو که حالا متهم به قتل شده بود، متأسف شده بودم. با این حال به همراه او راهی منطقه‌ای شدیم که مینو دفن شده بود. جسد او را که آرام در خاک آرمیده بود پیدا کردیم و پرونده را به دادسرا ارجاع دادیم. متأسفانه وقوع چنین حوادثی اغلب به‌خاطر اعتمادهای نابجا و همین‌طور دوستی‌های پنهانی رخ می‌دهد. اگر رفتارهای این جوانان از سوی خانواده‌های‌شان با دقت بیشتری رصد می‌شد، قطعاً آن روز شاهد چنین فاجعه تلخی نبودیم. با اینکه از آن زمان بیست و اندی سال است می‌گذرد اما هیچگاه نتوانسته‌ام ماجرای این پرونده را فراموش کنم.   منبع: رکنا باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار