یک پسر ۹ ساله، ساعاتی پیش با سقوط در استخر بیمارستان جواد الائمه (ع) شهرستان جاجرم، جان باخت.     به گزارش رکنا، فرماندار جاجرم روز شنبه گفت: این پسریچه به همراه مادر خود به بیمارستان مراجعه کرده بود و وقتی مادر درگیر اقدامات درمانی خود شده بود، به محوطه بیمارستان رفته و دچار حادثه شد. رضا آذری اظهار داشت: استخر بیمارستان، برای آبیاری فضای سبز ایجاد شده و عمق آب ۸۰ تا ۹۰ سانتی متر است. وی با بیان اینکه دور استخر فنس کشی نیز شده است، گفت: دادستانی و نیروی انتظامی در حال بررسی زوایای مختلف حادثه هستند. فرماندار جاجرم گفت: تلاش پزشکان برای احیای این کودک بی نتیجه ماند. مرکز شهرستان ۳۶ هزار نفری جاجرم در ۱۵۰ کیلومتری جنوب غربی بجنورد قرار دارد منبع باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
پسر نوجوانی در شهرک شاهدشهر شهریار در اقدامی جنون‌آمیز پدر، برادر و مادرش را با چاقو به قتل رساند.     به گزارش رکنا، این جنایت ساعت 7 و 43 دقیقه شامگاه جمعه سوم آبان رخ داد. پسر 18 ساله‌ای با سر و وضع پریشان و دستانی مجروح سراسیمه وارد کلانتری شهرک شاهدشهر شهریار شد و با صدای بلند تقاضای کمک کرد، وی گفت: «مردی نقابدار از دیوار خانه‌مان به داخل پرید و خانواده‌ام را کشت. او می‌خواست مرا هم بکشد اما توانستم از دستش فرار کنم.» با این گزارش تکان‌دهنده، مأموران کلانتری بلافاصله به همراه پسر نوجوان به سمت خانه پدری او رفتند و با اجساد پدر، مادر و پسر کوچک‌تر خانواده که به طرز فجیعی با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند، مواجه شدند. اما کارآگاهان بلافاصله این پسر را که «امیرعباس» نام داشت و تنها بازمانده خانواده بود، به عنوان مظنون اصلی تحت بازجویی قرار دادند. وی پس از چند ساعت به قتل پدرش «علی» 45 ساله، مادرش «حبیبه» 44 ساله و «امیرعلی» برادر 13 ساله خود با ضربات چاقو اعتراف کرد. سرهنگ مهدی سرپناه، معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی غرب استان تهران گفت: «براساس اعترافات این پسر نوجوان، او به خاطر کینه، حسادت، سرخوردگی و تبعیض رفتاری و فرقی که پدر و مادرش بین او و برادر کوچک‌ترش می‌گذاشتند، نقشه این قتل را کشیده بود.» گفت‌وگو با متهم «امیرعلی» که دانش‌آموز سال آخر دبیرستان است، آرام روی صندلی نشسته بود. تصور اینکه این پسر کم‌رو و خجالتی متهم پرونده قتل فجیع یک خانواده باشد، سخت بود اما او حتی ذره‌ای نسبت به این جنایت ابراز پشیمانی نداشت، چنان درباره روز جنایت حرف می‌زد که انگار روباتی آدمکش پیش رویت نشسته است. چرا خانواده‌ات را کشتی؟ آنها مرا دوست نداشتند اما عاشق برادرم بودند. از همه‌شان متنفر بودم. پس برای قتل‌شان برنامه داشتی؟ برای قتل مادر و برادرم نه اما یک سالی بود که درباره کشتن پدرم تحقیق می‌کردم. یک بار خواستم داخل نوشابه‌اش الکل صنعتی بریزم اما ترسیدم زنده بماند. حتی آن موقعی که قتل «خاشقجی» مطرح شد، فکر کردم که او را همان طور بکشم تا اثری از او نماند اما بعد منصرف شدم، حتی یک لباس در زیرزمین گذاشته بودم که تیزی هر چاقویی را که برای قتل او مناسب می‌دیدم، روی آن امتحان می‌کردم تا بالاخره چاقوی مورد نظرم را پیدا کردم. چرا اینقدر از پدرت متنفر بودی؟ او همیشه به من می‌گفت مفت‌خور بی‌خاصیت. هیچ وقت دوستم نداشت. چرا مادر و برادرت را کشتی؟ نمی‌خواستم کسی از خانواده‌ام به عنوان شاکی مقابلم باشد. شغل پدر و مادرت چه بود؟ پدرم کارگر آهنگری بود و مادرم در شرکتی خصوصی منشی‌گری می‌کرد. از روز جنایت بگو؟ ساعت حدود 4 و نیم بود. پدرم بیرون بود و مادرم به مراسم روضه رفته بود. بهترین فرصت بود، نمی‌توانستم همه را با هم بکشم چون سر و صدا می‌کردند. به همین خاطر وقتی برادرم را تنها پیدا کردم، بالای 20 ضربه چاقو به او زدم و جسدش را داخل حمام پنهان کردم. بعد منتظر شدم تا پدرم از راه رسید و او را از پشت غافلگیر کردم و با ضربه های چاقو کشتم . آن لحظه حس پیروزی داشتم و جسدش را داخل اتاق خواب انداختم. ساعتی بعد هم مادرم آمد که در حیاط ، او را هم کشتم. از او متنفر نبودم اما باید تمامش می‌کردم. پشیمان نبودی؟ راستش بعد از کشتن مادر و برادرم کمی ناراحت بودم اما از کشتن پدرم به هیچ وجه حس بدی نداشتم. او باید می‌مرد. از نقشه‌ات کسی خبر داشت؟ نه، من دوست صمیمی ندارم و زیاد در مدرسه هم با کسی گرم نمی‌گرفتم. بعد چه کردی؟ برای اینکه وانمود کنم کسی دیگر این قتل‌ها را انجام داده، انگشتانم را با همان چاقو بریدم و با سر و وضع به هم ریخته به کلانتری رفتم. تحلیل کارشناسی / به رفتارفرزندانمان بی تفاوت نباشیم سروان الهام دهنوی - کارشناس ارشد روانشناسی و رئیس اداره مشاوره انتظامی غرب استان تهران براساس مصاحبه و تست‌های روانی انجام شده روی این پسر 18 ساله، او به اختلال شخصیتی «اسکیزویید» مبتلا است. افراد مبتلا به این اختلال سردی عاطفی دارند، از تعامل انسانی و از بودن کنار خانواده گریزان هستند. آنها گرایش زیادی به اشیای بی‌جان و حیوانات و شخصیتی درونگرا دارند. در نگاه اول افرادی خجالتی، کم‌رو و افسرده تلقی می‌شوند در حالی که علائم‌شان کاملاً متفاوت از افراد افسرده است. مبتلایان به این اختلال بهره هوشی (IQ) بالا و هوش هیجانی (EQ) پایینی دارند که از علل اصلی این مشکلات به شمار می‌رود. علل بروز این اختلال ارثی و خانوادگی است و تنها از طریق پایش و غربالگری تشخیص داده می‌شوند. در صورتی که این اختلال بموقع شناسایی شود، با دارو و رفتاردرمانی قابل درمان است؛ بدون شک اگر خانواده توجه بیشتری به رفتار این پسر داشتند، با یک پایش سلامت می‌توانستند مشکل او را شناسایی و درمان کنند. توصیه ما این است که این پایش و غربالگری سلامت مانند سرشماری هر چند سال یک بار از نوجوانان و جوانان صورت گیرد تا دیگر شاهد چنین فجایعی نباشیم منبع باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
پسری در نوجوانی به خاطر عشق ممنوعه به نامادری اش دست به قتل زد.این پسر به قصاص نفس محکوم شده بود که بخشیده شد و حالا نامه ای به قضات دادگاه نوشته و از آنها کمک خواسته است. به گزارش رکنا، پنجم مرداد 92 مسعود 17 ساله پدر 40 ساله اش به نام محمد را در خانه شان در سه‌ راهی آدران کشت و جنازه اش را در خودرو پدرش جاساز کرد تا آن را در خیابانی خلوت رها کند. این پسر که از نیمه شب تا 11 ظهر در خیابان‌های شهر سرگردان بود ماشین حامل جنازه را که خراب شده بود برای تعمیر به نمایندگی خودرو برد و همان جا پشت فرمانش خوابش برد. همین خواب کوتاه کافی بود تا کارگران نمایندگی خودرو به ماجرا مشکوک شوند و پلیس را در جریان قرار دهند. پسر نوجوان در پلیس آگاهی تهران به قتل اعتراف کرد و گفت : تحت تاثیر حرف های نامادری ام مریم دست به قتل پدرم زدم. گمان می کردم با مرگ پدرم همه اموال او به من می رسد و من و نامادری ام مریم و خواهر و برادر دیگرم می توانیم به راحتی با هم زندگی کنیم. بدخلقی های پدرم با من و نامادری ام موجب شد چنین تصمیمی بگیرم.من پدرم را کشتم و می خواستم جنازه را سر به نیست کنم تا پلیس ردی از او به دست نیاورد. به دنبال اعتراف های پسر نوجوان نامادری 37ساله وی نیز بازداشت شد و به معاونت در قتل اعتراف کرد. عشق ممنوعه پسر نوجوان و نامادری اش به بازسازی صحنه جرم پرداختند و پرونده شان با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. وقتی کمیسیون پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کرد مسعود هنگام ارتکاب جرم ماهیت جرم را درک می کرد و به رشد عقلی رسیده بوده است وی در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. مسعود گفت: وقتی پدرم با مریم ازدواج کرد خیلی کوچک بودم. من با مریم رابطه خوبی داشتم . اما مریم و پدرم با هم اختلاف داشتند.دعواهای همیشگی آنها کلافه ام کرده بود.به همین خاطر فریب حرف های نامادری ام را خوردم و خام حرف های او شدم. من به مریم علاقه مند شده بودم. او به من قول داده بود اگر پدرم را بکشم رضایت اولیای دم را که پدربزرگ و مادر بزرگم و دو فرزند خردسال پدرم و مریم هستند، جلب می‌کند تا به زودی آزاد شوم و با هم زندگی کنیم. او از من خواست تا پدرم را بکشم و بعد از قتل اثر انگشت او را بگیرم تا بتواند اموال پدرم را به نام خودش سند بزند. ولی حالا مریم خودش هم گرفتار شده و پدر بزرگ و مادربزرگم برایم قصاص خواسته اند. سپس مریم روبه روی قضات ایستاد و منکر اتهام معاونت در قتل شد. وی به قضات دادگاه گفت: مسعود دروغ می گوید. من با شوهرم اختلاف داشتم اما هرگز راضی به مرگ او نبودم. من خودم مسعود را بزرگ کردم ولی حالا به دروغ می گوید من با حرف هایم او را اغفال کرده ام. او خودش، تحت تاثیر مصرف مواد مخدر پدرش را کشت ولی حالا با دروغگویی می خواهد پای مرا هم به پرونده بکشاند.قبول دارم دل خوشی از همسرم نداشتم اما مسعود را برای کشتن پدرش اجیر نکردم. در پایان جلسه قضایت مسعود را به قصاص و مریم را به جرم معاونت در قتل به 15سال زندان محکوم کرد. قضات دادگاه همچنین مسعود و مریم را به 99 ضربه شلاق محکوم کردند. این حکم در شعبه 37دیوان عالی کشور تحت بررسی موشکافانه قرار گرفت و تایید نشد. بدین ترتیب پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه همعرض فرستاده شد. محاکمه دوباره مسعود که 21 ساله شده بود در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان پای میز محاکمه ایستادند. در جلسه دوم مسعود به تشریح جنایت پرداخت. وی گفت: آن روز پدرم و مریم بار دیگر با هم درگیر شدند و مریم قهر کرد و همراه دختر و پسرش به خانه مادرش رفت. عصر وقتی پدرم از محل کار به خانه برگشت خواهر و برادر خردسالم را به خانه آورد ولی مریم به خانه نیامد. احساس تنهایی می کردم. به همین خاطر همان روز تصمیم گرفتم نقشه ای را که قبلا با مریم کشیده بودیم عملی کنم. تعداد زیادی قرص خواب آور داخل خورشت ریختم .پدرم و خواهر و برادرم غذای مسموم را خوردند ولی خودم ترسیدم و غذا را نخوردم. وقتی آنها به خواب عمیق رفته بودند بالای سر پدرم رفتم و به صورتش گاز اشک آور پاشیدم و با میله آهنی پنج ضربه به سرش زدم و او را طناب زرد رخت خفه کردم.من بعد از کشتن پدرم در هفت صفحه از یک دفترچه اثر انگشت پدرم را گرفتم و دفترچه را در آشپزخانه گذاشتم. به تنهایی جنازه را در صندوق عقب ماشین پدرم گذاشتم تا آن را به خارج از شهر منتقل کنم اما در بین راه ماشین خراب شد و من گرفتار شدم. مریم نیز که با قرار وثیقه آزاد بود منکر معاونت در قتل شد و گفت: مسعود دروغ می گوید که با حرف هایم او را فریب دادم. او رابطه خوبی با پدرش نداشت و به همین خاطر هم شوهرم را کشت. در پایان جلسه هیات قضایی مسعود را به قصاص و 99ضربه شلاق و مریم را به 15سال زندان و 99ضربه شلاق محکوم کردند. رهایی از قصاص این حکم در دیوان عالی کشور مهر تایید خورده و قطعی شده بود که مسعود توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند و به زندگی برگردد. وی قرار است به زودی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران از جنبه عمومی جرم محاکمه شود. مسعود نامه ای به قضات دادگاه نوشته و از آنها کمک خواست. مسعود نوشته در نوجوانی اشتباه کرده و دست به چنین کاری زده است و در این مدت به اندازه کافی تنبیه شده و آبرویش رفته است. حالا اگر آزاد شود می خواهد گذشته را جبران کند. تحلیل کارشناس / نکات مهم در ازدواج دوم دکتر امان الله قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه از نگاه جامعه شناختی وقتی در یک جامعه اولویت ها و معیارهای ازدواج تغییر می کند پدیده ها و آسیب های بی شماری را ابتدا به خانواده سپس به جامعه تحمیل می کند. در این میان برخی مردان و زنان به دلایل مختلف تصمیم به ازدواج دوم می گیرند که در این ازدواج مردان یا زنان جوانی را انتخاب می کنند که این امر نیز از نگاه جامعه شناسی قابل بحث و بررسی است زیرا آسیب ها و اتفاقات ناگواری را به جامعه وارد می کند. در طول تاریخ ازدواج دومی وجود داشته است که نامادری و ناپدری جوان مشکلات اخلاقی را در محیط خانواده به بار آورده است و نسبت به فرزندان همسران خود نگاه آسیب زا دارند. این قبیل ازدواج ها ، ازدواج های آسیب زا به شمار می روند که نظام خانواده را تحت تاثیر اتفاقات هولناک و تلخ قرار می دهد. با توجه به اینکه در گذشته معیارها و ملاک هایی برای ازدواج وجود داشت و بر اساس آن زندگی تشکیل می شد کمتر شاهد اتفاقات تلخ در خانواده بودیم در حالیکه امروزه در ازدواج های دوم دیده می شود مردان و زنان مجرد برای انتخاب همسر در ازدواج دوم ممکن است ملاک هایی مانند پول، زیبایی، شغل و... مد نظر باشد که در این شرایط با افراد جوانی ازدواج می کنند و بیشتر اغلب این افراد در پی رفع خلاء های گذشته شان هستند و باز به خاطر انتخاب نادرست همسر دوم شاهد آسیب های خانوادگی می شوند. برخی از نامادری ها و ناپدری های جوان دیده می شود به فرزندان همسران خود تجاوز کرده یا آنها را مورد آزارهای روحی، روانی و جسمانی قرار می دهند و اغلب این فرزندان طرح این مسائل را از خانواده خود پنهان می کنند ولی عواقب تلخی در انتظارشان است زیرا با عقده حقارت بزرگ می شوند و با ورود به جامعه مرتکب رفتارهای نامشروع و ضداخلاقی می شوند. با توجه به اینکه ازدواج در دوره جدید تغییر کرده است که گاه روند ازدواج‌های دوم رو به تغییر گذاشته و کمتر زوج هایی را می توان یافت که شبیه به یکدیگر باشند بنابراین تغییر در شیوه ازدواج معضلی است که سبب می شود نامادری و ناپدری های جوان برای ازدواج دوم انتخاب شوند. معیار همسرگزینی و کنش عقلایی معطوف به هدف موجب شده که دست به انتخاب هایی بزنند که تحولات ناگواری را در نظام خانواده ایجاد می کند. نقش آموزش و پرورش، فرهنگ سازی با برنامه های متنوع و... نیز در این راستا حائز اهمیت است و در اصل باید گفت خود مردان و زنان مقصران اصلی هستند که در ازدواج دوم مرتکب انتخاب های اشتباه می شوند و آسیب ها را به نظام خانواده تحمیل می کنند بنابراین اولین توصیه به این زنان و مردان است که در ازدواج دوم احتیاط لازم را رعایت نمی کنند. دوراندیشی از سوی این زنان و مردان قاعده مهمی است که باید مد نظر قرار داد. اغلب دختران و پسران فراری و بزهکار ثمره خانواده هایی هستند که از سوی نامادری و ناپدری مورد ظلم و ستم روحی و روانی و جسمانی قرار گرفته اند و در مسیر خلاف زندگی خود را به تباهی می کشانند تلاش برای دستگیری این مرد معتاد در دستور کار پلیس قرار دارد منبع باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
معاون دادستان مرکز استان گیلان جزییات جدیدی از قتل عام ۴ نفر از اعضای یک خانواده همراه یک دختر مهمان در روستای گورابسرکوچصفهان را تشریح کرد. به گزارش گروه جنایی رکنا، علی اصغر حیدرنژاد، گفت: پدر، مادر، دختر و پدربزرگ اهل و ساکن روستای گورابسرکوچصفهان همراه دختری اهل یکی از استان‌های شمال غربی که مهمان این خانواده بود نیمه‌های دیشب با چاقو به قتل رسیدند. معاون دادستان مرکز استان گیلان، با بیان اینکه یک مظنون دستگیر شد، گفت: تحقیقات پلیس و دستگاه قضا برای مشخص شدن حقیقت ماجرا و دستگیری قاتل یا قاتلان ادامه دارد. درگیری خانوادگی و جنایتی هولناک معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری‌کل استان گیلان با اشاره به وقوع قتل در کوچصفهان شهرستان رشت و کشته شدن پنج نفر، گفت که به نظر می‌رسد این جنایت، یک درگیری خانوادگی باشد. جان احمد آقایی عصر دوشنبه افزود: حدود ساعت دو و نیم بامداد امروز فردی که خود را پسر خانواده معرفی می‌کرد، خبر کشته شدن اعضای خانواده اش را به پلیس اطلاع داد. وی اظهار کرد: بر حسب دستور رئیس کل دادگستری استان و قاضی کشیک پرونده، گروه بررسی صحنه جرم، پزشکی قانونی، کارشناسان تشخیص هویت، اداره آگاهی و پزشکی قانونی و افراد مربوط به پرونده در صحنه جنایت حضور یافتند. وی افزود: به نظر می‌رسد این قتل قبل از خوردن شام اتفاق افتاده باشد؛ چرا که غذایی که برای شام فراهم کرده بودند، بدون استفاده در صحنه مانده بود. آقایی با بیان اینکه در این جنایت پدر، پدر بزرگ، مادر، دختر دانشجو و دوست دختر خانواده که او نیز دانشجو بود به قتل رسیده اند، تصریح کرد: این قتل‌ها در دو خانه مجزا واقع در یک محوطه مشترک اتفاق افتاده که پدر و پدربزرگ خانواده در یک خانه قدیمی و مادر، دختر و دوست دختر خانواده در خانه تازه ساز حضور داشتند. وی اظهار کرد: در بررسی های انجام شده به هیچ یک از مقتولان زن، تعرضی نشده و همه مقتولان با ضربات چاقو به قتل رسیده اند. او گفت: معاینه بالینی انجام شده و اجساد به پزشکی قانونی منتقل شده اند و بررسی اجساد نیز انجام شده ضمن اینکه تحقیقات و بازجویی‌ها برای یافتن سرنخ جهت شناسایی قاتل یا قاتلان از تنها بازمانده این خانواده که پسری دانشجو است، در حال انجام است. آقایی ادامه داد: پسر گفته که ساعت ۱۰ شب از منزل خارج شده و ساعت دو و نیم شب برگشته که با صحنه کشته شدن اعضای خانواده اش روبه رو شده است. معاون دادگستری گیلان با بیان اینکه به نظر می‌رسد این جنایت یک درگیری خانوادگی باشد، خاطرنشان کرد: پلیس و دستگاه قضایی اهتمام دارند که هر چه سریعتر قاتل یا قاتلان این جنایت را شناسایی کنند. منبع باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
حوادث رکنا: یک مرد معتاد اهل روستای تنگه یک آبادان باعث تعطیلی تنها مدرسه این روستا شد.     به گزارش رکنا، در پی تماس تلفنی با مرکز پلیس آبادان مبنی قفل زدن روی در تنها مدرسه روستایی تنگه یک توسط فردی معتاد بلافاصله مأمورین پاسگاه ابوشانک به محل اعزام شدند. این مرد با یک قفل در مدرسه را  بسته بود و ادعا می کرد مالک زمین این مدرسه است. مدیر مدرسه در تشریح این اتفاق گفت:  چند وقت پیش نیز این فرد به  مدرسه آمد و باکادر آموزشگاه درگیر شد توسط پلیس در آن زمان دستگیر و تعهد داد تا دیگر به مدرسه نزدیک نشود . گفتنی است به دلیل بسته بودن در مدرسه دانش آموزان آن روز به خانه هایشان رفتند که با هماهنگی های صورت گرفته قفل در مدرسه شکسته شد و دانش آموزان  از فردا می توانند سرکلاس درس  حاضر شوند. یک منبع آگاه از پلیس آبادان اظهار داشت که این فرد معتاد است و به دلیل نداشتن تعادل روانی دست به این کار می زند  او در توهم خود احساس می کند مالک مدرسه است که تلاش برای دستگیری این مرد معتاد در دستور کار پلیس قرار دارد منبع باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار
یکی از سربازان کلانتری 147 گلبرگ شب گذشته در خیابان دماوند با خودروی گشت انتظامی در حال مراجعت به کلانتری بود که در نزدیکی خودروی وی، دو سارق زورگیر اقدام به سرقت گوشی یکی از شهروندان کردند. سرباز کلانتری با مشاهده این صحنه به تعقیب سارقان زورگیر که سوار بر موتورسیکلت بودند پرداخت که در این حین یکی از سارقان از موتورپیاده شد و با سلاح سرد برای سرقت یک گوشی دیگر اقدام کرد، در این حین سرباز وظیفه‌شناس برای بازداشت زورگیر دیگر که سوار بر موتورسیکلت بود، وارد عمل شد. در این حین سارق زورگیر، با قمه به سمت سرباز حمله‌ور شد و وی را از چند ناحیه بدن زخمی کرد اما در نهایت با رشادت این سرباز به دام افتاد. این سارق زورگیر که 20 سال سن دارد، دو هفته پیش از زندان آزاد شده و می‌گوید به خاطر مصرف قرص دست به سرقت و زورگیری مجدد زده است، همچنین مأموران در بررسی لوازم همراه وی موفق به کشف 10 تلفن‌همراه سرقتی شدند. به گزارش تسنیم سردار حسین رحیمی؛ رئیس پلیس پایتخت صبح امروز در حاشیه بیست و یکمین مرحله از طرح رعد از این سرباز تقدیر کرد. انتهای پیام/ منبع :https://www.shahrekhabar.com باربری ارزان بار اتوبار ارزان بار